موسیقی از منظر امام (ره)

هنر متعهد به انسانیت در خدمت تعالی بخشی به انسان قرار می‌گیرد و سازنده اخلاق و معنویت خواهد بود اما همین ابزار به راحتی می‌تواند بی‌بند‌و باری، ابتذال، گرایش به ناپاکی‌ها، یأس و ناامیدی را در مخاطب بدمد و روح زندگی را از او بگیرد. (مقام معظم رهبری – ۲۳ خردادماه ۱۳۸۵)

تبیینگر :: این روز ها نظر ها و مواضع گوناگونی را در مورد موسیقی از مسئولان و هنرمندان می شنویم که “حوزه‌های علمیه ما باید با دستگاه‌های موسیقی آشنا شوند، از طرفی باید یکسری آهنگسازها را به حوزه علمیه بفرستیم تا مجتهد شوند و بتوانند احکام مربوط به این موضوع را استنباط کنند.” این مسئله مانند آن است که به بسیجی ها فساد ماهواره را نشان بدهند تا جنگ نرم یاد بگیرند.
موسیقی به عنوان یکی از پرنفوذترین ابزارهای هنری این قابلیت را دارد که روش‌های ناپاک و آلوده را به شکلی هنرمندانه اما رذیلانه در نفس اماره مخاطب به تحریک وادار کند. وقتی که باور داشته باشیم انسان ترکیب شده از دو عنصر خاکی و افلاکی، لجنی و نورانی و زمینی و آسمانی است آن وقت بیشتر و دقیق‌تر در مورد استفاده یا سوءاستفاده از هنرِ موسیقی اندیشه می‌کنیم تا به قضاوت و برنامه‌ریزی صحیح‌تر و مطلوب تری دسترسی پیدا کنیم.
بگذریم ، ولی بهتر است سخن مسئولان و هنرمندان عزیز  را با محکی الهی بسنجیم و چه وزنه ای بهتر از اندیشه امام (ره) در آینه صحیفه ایشان. نکته قابل توجه در این مواضع این است که امام (.ره) این سخنان را تنها ۵-۴ ماه بعد از انقلاب بیان کردند و عموما در دیدار با صدا سیما و دستگاه های فرهنگی این سخنان بیان شده اند پس بهتر است این دستگاه ها به گوش باشند چرا که صحیفه امام ، اندیشه امام(ره) در آینه زمان است و ای بسا نگاه عمیق نگر امام (ره) وضعیت امروز دستگاه های فرهنگی کشور را فرا مینگرد. حال بهتر است  ببنیم حضرت امام در صحیفه نور در مورد موسیقی چه فرموده اند :

 

آثار تخریبی موسیقی

شما خیال نکنید که موسیقی یک چیزی است برای یک مملکت مترقی. موسیقی خراب می‌کند دِماغ بچه‌های ما را؛ مغز بچه‌های ما را فاسد می‌کند. دائماً تو گوش یک جوان موسیقی باشد، این دیگر به کار نمی‌رسد؛ این دیگر نمی‌تواند فکر جدی بکند. اینکه ما می‌گوییم که اینها را از بین ببرید

امام خمینی (ره)؛ ۲۸ تیر ۱۳۵۸
بیانات در جمع کارکنان سازمان صدا و سیما (نقش رادیو و تلویزیون)


موسیقی، منشا تخدیر افکار

و از جمله چیزهایی که باز مغزهای جوانها را مخدّر است و تخدیر می‌کند موسیقی است. موسیقی اسباب این می‌شود که مغز انسان وقتی چند وقت به موسیقی گوش کرد، تبدیل می‌شود به یک مغزی غیر آن [مغز] کسی که جدّی باشد. از جدّیت، انسان را بیرون می‌کند، و متوجه می‌کند به جهاتی دیگر.

امام خمینی (ره)؛ ۳۰ تیر ۱۳۵۸

سخنرانی در جمع کارکنان رادیو دریا (ویژگیهای رژیم غیر الهی)


سیاست رژیم طاغوت درباره جوانان‌

این طور نیست که ما همچو ساده تصور بکنیم که بدون نقشه، قضیه این طور بشود که این قدر مشروبخانه در سرتاسر ایران باز باشد؛ و این قدر مراکز فساد در همه جا و خصوصاً تهران که به وضع وحشتناکی مراکز فساد، هر جوری که جوان می‌پذیرد برای آن فراهم کنند و دامن‌بزنند. نمی‌توانیم ما باورمان بیاید که این مجله‌ها و این مطبوعات، این مجله‌هایی که هم جوان وقتی چشمش بیفتد به آن و هم وقتی بخواند- جوان است و به تباهی کشیده‌ می‌شود- این بدون اینکه نقشه‌ای باشد و اینها مِنْ باب اتفاق این جور شده باشد، مساله اینها نیست. یک طرحی بوده است که جوانهای ما را آنهایی که می‌خواهند، می‌توانند، تربیت کنند، آنها را یک جوری کنند که نتوانند. از ایشان قدرت تربیت را بگیرند. یا اشخاصی را که خودشان می‌خواهند در دانشگاهها و در دبیرستانها و آنجا بگذارند به آن طوری که می‌خواهند تربیت کنند. و از آن طرف، تمام راههای تَعیُّش را به روی جوانها باز کنند که هر ساعتی که این بخواهد یک عیش و نوشی بکند برایش فراهم باشد، آسان باشد. و دامن هم به آن بزنند، تبلیغات هم بکنند- عرض کنم- اعلام هم بکنند و اینها را بِکشند به طرف آن، نتیجه چی می‌شد؟ نتیجه این می‌شد که این نسل جوانی که باید برای این کشور مفید باشد، این نسل جوان بی‌تفاوت باشد نسبت به مسائل جدّی، یک مغزی که دنبال این رفت که موسیقی گوش کند- موسیقی که الآن هم هست که خیر، موسیقی یک چیزی مثلًا تربیتی است- یک مغزی که دنبال این رفت که موسیقی گوش بکند، و عادت به این [کرد] این مغز مریض می‌شود، این نمی‌تواند فکر این بکند که کشورش به چه حال دارد می‌گذرد، چه می‌گذرد در آن؛ دیگر دنبال این نیست، مثل یک آدم هروئینی می‌ماند. اینهایی که عادیات هست که انسان به آن عادت می‌کند، مِنْ جمله همینهایی که مثلًا سینماهایی که اینها درست کرده بودند، تئاترهایی که اینها درست کرده بودند، اینها تمام یک نقشه‌ای بوده است که ما را، جوانهای ما را نگذارند به مسائل روزشان، به مسائل جدیشان، فکر بکنند، در ذهنشان هم نیاید همچو فکری. همه چیز هم برای آنها فراهم کردند؛ همه جور هم فراهم کردند. خوب، جوان هم وقتِ جوانی‌اش است و وقتی عیش و نوش برایش فراهم باشد، کشیده می‌شود به آنجا. این همه نقشه‌ها برای این بود که از آن طرف نیروهایی که می‌توانند تربیت کنند جوانها را یا از بین ببرند، یا لا اقل محدودش کنند، و یک طورش کنند که روی همان مسائل آنها فکرها به کار بیفتد. و از آن طرف، باز به این قانع نشدند، جوانها را از راههای دیگر، بازکردن مراکز فساد و فحشا و همه چیز، اینها را به تباهی بکشند به صورتهای مختلف؛ با وضعهای مختلف؛ با برنامه‌های مختلف. همه شرکت در این معنا داشتند که ما از آن چیزی که هستیم تهی‌ بشویم؛ مغزهای ما از آنی که هست تهی بشود. به جای مغز آدم جدی، یک مغز لَهْو و لَعبی جایش بنشیند؛ یا یک مغز غربی جایش بنشیند.

امام خمینی (ره)؛ ۲۸ شهریور ۱۳۵۸
سخنرانی در جمع کارکنان آموزش و پرورش (گرفتاریهای مردم در رژیم پهلوی)


بیانات خطاب به مدیر واحد اطلاعات صدا و سیما (ضرورت تصفیه در سازمان)

این موسیقیها همه مخدر هستند؛ یعنی جوانهای ما را، جوانی که عادت به موسیقی کرد دیگر نمی‌تواند کار انجام بدهد، دیگر نمی‌تواند قاطع باشد. رادیو- تلویزیون تقریباً اکثر اوقات جوانهای ما را به این طور گوش کردن وامی‌داشت. از طریق چشم، جوانهای ما را فاسد می‌کردند؛ زنهای کذا و کذا را پشت آنجا نمایش می‌دادند و جوانها از این راه فاسد می‌شدند. و همه مقصد این بود که در ایران یک قوه فعاله‌ای که بایستد در مقابل کسانی که دشمن ایران و اسلام هستند نباشد، تا هر کاری دلشان می‌خواهد بکنند. این باید متحول بشود؛ باید رادیو- تلویزیون همچه باشد که جوانها را بار بیاورد، به طوری که مستقل و دارای اراده و تصمیم باشد، نه پایبند این مسائل شهوانی یا آن مسائل دیگری که مثل هروئین و امثال ذلک. اینها باید در رادیو- تلویزیون جوری عمل بشود که اینها را محترز «۲» کنند از آنها، بترسانند آنها را از این طور مسائل

امام خمینی (ره)؛ ۳۱ اردیبهشت ۱۳۵۹
 رادیو و تلویزیون مربی جامعه و نسل جوان‌


موضوعات مرتبط

*

*

Top