افول آمریکا در کلمات رهبر معظم انقلاب از سال ۱۳۸۰ تا ۱۳۸۷

بسم الله الرحمن الرحیم

متن پیش رو قسمت دوم از افول غرب در کلمات مقام مغظم رهبری(مدظله العالی) است. گروه رصدانقلاب اسلامی —– گرا

 

سال ۱۳۸۰؛ آمریکا حقا شیطان بزرگ است
آمریکاییها باطن خود را نشان دادند. رئیس جمهور امریکا در نطق اخیرش، مثل کسی حرف می زند که تشنه خون انسان هاست! کشورها و ملتها را تهدید و متّهم می کند. همه دنیا می دانند که شیطان بزرگ، امریکاست؛ این یک حرف متّکی به دلیل است. این عنوان «شیطان بزرگ» برای امریکا، یک نام گذاری بی دلیل نبود. شما به تاریخ سی، چهل سال گذشته نگاه کنید؛ بیشترین کارشکنی را نسبت به نهضتهای مردمی و مستقل، امریکا کرده است. بیشترین ترور شخصیتهای مؤمن پاک دامن را در دنیا، دستگاه جاسوسی سیای امریکا کرده است. بیشترین حمایت را از رژیمهای ضدّ مردمی در دنیا، امریکا کرده است. بیشترین فروش اسلحه و سلاحهای مرگ بار را در دنیا امریکا کرده است. بیشترین چپاول و غارت را نسبت به ثروتهای ملتها، امریکا کرده است. این ها شیطنت است؛ پس بزرگترین شیطانهاست. البته این کارها را شیطانهای دیگری هم در دنیا می کنند، اما هیچ کدام به شیطنت امریکا نیستند؛ پس او حقّاً شیطان بزرگ است. این شیطان بزرگ که همه ملتها- نمی گویم همه دولتها و حکومتها- شیطنتش را قبول دارند، جمهوری اسلامی را به شیطنت متهم می کند! ما افتخار می کنیم که منفورترینِ شیطانهای دنیا، با ما با این لحن حرف بزند. ما از تعریف و تجلیل سردمداران رژیم امریکا هرگز خشنود نمی شویم. او مسئولان کشور ما را متّهم می کند که منتخب مردم نیستند! در جمهوری اسلامی، همه سران کشور، منتخبان ملتند؛ آن هم نه یک انتخاب خشک و صرفاً برای اینکه کاری کرده باشند؛ یک انتخاب حد اکثری مطلق و همراه با عواطف شدید است. این بی تجربگی ها و بی معرفتی های نسبت به حقایق ملتها، همان چیزهایی است که امریکا تابه حال سیلی و چوب آن ها را خورده و بعد از این هم خواهد خورد. مسئولان بی تجربه امروز امریکا، کشور بزرگ خود را با این حرفها و با این کارها لحظه به لحظه به لبه پرتگاه سقوط نزدیک تر می کنند. این ها از معنویت و انسانیت و حقوق انسانی بویی نبرده اند. با ملتهای مظلوم، اگر بتوانند، در نهایت شدّت و خشونت عمل می کنند. با ملتهایی که در مقابل آن ها تسلیم نشوند و به زانو در نیایند؛ اگر بتوانند، همان کاری را می کنند که امروز رژیم صهیونیستی با مردم فلسطین می کند. ولی نمی توانند و در ارزیابی قدرت خود هم اشتباه می کنند. «بیانات در دیدار کارگزاران حج و مسئولان برگزارکننده مراسم دهه فجر؛ ۱۳۸۰/۱۱/۰۳»

سال ۱۳۸۳، آمریکا سردمدار تروریست ها
امروز پرچم مبارزه ی با تروریسم در دست امریکاست؛ این پرچم را گرفته است و مرتب به این طرف و آن طرف می تازد و خودش را به میمنه و میسره می زند، که ما می خواهیم با تروریسم مبارزه کنیم؛ آن وقت ترور واضحِ با اعلام قبلی شخصیتهای فلسطینی را که سلّاخها و جنایت کارهای صهیونیست انجام می دهند، تأیید می کنند؛ خجالت هم نمی کشند و شرم هم نمی کنند! خود همین دلیل بر این است که این ها رو به زوالند و نمی فهمند. برای یک نظام و یک رژیم سیاسی، ضعف حقیقی و افول قدرت وقتی شروع می شود که این رژیم و این نظام، استدلال سیاسی و قانع کننده ی برای کار خود، و حقانیت سیاسی خود را از دست بدهد. وقتی رژیمی حقانیت سیاسی اش از دست رفت و استدلال او برای موجودیت و کارهای خودش از دست او خارج شد، آن وقت قدرت معنوی خود را از دست داده است و سقوط او شروع شده است؛ و لو در ظاهر چیزی فهمیده نشود و خود او نفهمد. این ها این قدر مست قدرت و شهوتند که نمی فهمند ضعف استدلال و فقدان حقانیت سیاسی آن ها در دنیا، با آن ها چه دارد می کند. «بیانات در دیدار جمعی از کارگران و معلمان؛ ۱۳۸۳/۰۲/۱۲»

سال ۱۳۸۳؛ انفعالی بودن دولت آمریکا
طبیعت باطل این است که جولان می کند. «للباطل جولة»؛ الآن امریکا در دنیا جولان می کند. گاهی هم به رخ ما می کشند که ما هم در دروازه ی غربی شما هستیم، هم در دروازه ی شرقی شما- در عراق و افغانستان- راست هم می گویند؛ اما آیا این برای امریکا قدرت است یا ضعف؟ ما اعتقادمان این است که این نشانه ی ضعف آن هاست و باعث فشار بر آن هاست. امروز امریکا در عراق دچار مشکلاتی است که برای خارج شدن از این مشکلات فکر می کند. امریکا به اختیار خود وارد عراق شد؛ اما امروز به اختیار خود برنامه ریزی نمی کند و تصمیم نمی گیرد. امروز برنامه ریزی های امریکا در عراق عموماً جنبه ی انفعالی دارد؛ کارهایی است که ناچارند انجام بدهند. بنده همان زمانی که امریکایی ها یا حمله را شروع کرده بودند یا می خواستند شروع کنند، در نماز جمعه گفتم شما به میل خودتان وارد می شوید، اما بدانید که به میل خودتان نمی توانید خارج شوید. تا امروز، هزینه های کمرشکنی بر امریکا تحمیل شده است و بعد از این هزینه های کمرشکن تری بر آن ها تحمیل خواهد شد؛ بمانند در عراق، برایشان هزینه دارد؛ خارج هم شوند، برایشان هزینه دارد؛ این، نقطه ی ضعف برای امریکاست که در عراق حضور دارد، نه نقطه ی قوّت. امریکا علاوه بر هزینه های مادی- که حدود دویست میلیارد، آن طور که گفته می شود، تا حالا داشته- در عراق، متحمل ضرر هم شده است؛ مخارج لشکرکشی و تجهیزات و علاوه ی بر آن، تلفات انسانی. آن طور که خود آن ها آمار می دهند یا ما حدس می زنیم، نسبت تلفات امریکایی ها در مقابل عراقی ها از نسبت تلفات آن ها در مقابل ویتنامی ها، در جنگ ویتنام، بیشتر است، یا درصدی بیشتر است. در جنگ ویتنام هر بیست ویتنامی که کشته می شد، در مقابلش یک امریکایی قرار داشت؛ اما در اینجا امریکایی ها خودشان می گویند هزار نفر تا حالا کشته داشته اند و عراقیها هفده هزار؛ یعنی یک بر هفده. البته طبق محاسباتی که انسان می کند یا خبرهایی که می شنود، تلفات امریکایی ها بیش از هزار نفر است. اگر این باشد، آن وقت نسبت خیلی بالاتر از این می رود. این ها نتوانسته اند عراق را فروبدهند؛ در دهنشان گذاشتند؛ در گلویشان گیر کرده است. هر کاری بکنند، به ضرر آن هاست. امروز امریکا در عراق دچار تناقض است؛ از یک طرف احتیاج دارند که در عراق امنیت برقرار شود؛ چون اگر بخواهند در عراق مقاصد خودشان را اجرا کنند، بدون امنیت که نمی شود. اینکه هر روز یک لوله ی نفت را منفجر کنند و هر روز در جایی نیروهای امریکایی را هدف قرار بدهند، آن ها نمی توانند کار کنند. از طرف دیگر، خودِ حضور نیروهای نظامی امریکا عنصر ضد امنیتی است؛ خودش شورش آفرین است؛ اوضاع را مغشوش و خراب می کند و مردم را علیه آن ها می شوراند. اگر بخواهند برای این دولتی که سرکار آمده است، امنیت را برقرار کنند، باید یک ارتش قوی به وجود بیاورند و از این جهت، امریکا احتیاج دارد که دولت عراق ارتش قوی داشته باشد؛ اما از آن طرف، از وجود یک ارتش قوی در عراق هم امریکایی ها می ترسند؛ چون می دانند یک ارتش قوی در یک دولت اسلامی و عربی بالقوه تهدید برای اسرائیل است؛ این تناقض است. تناقض دیگر این است که ادعا می کنند ما آمدیم دمکراسی برقرار بکنیم؛ اما قادر نیستند دمکراسی را برقرار کنند؛ برای خاطر اینکه با منافعشان در تضاد است؛ چون اگر امروز انتخاباتی در عراق برگزار شود، بیشترین کسانی که رأی خواهند آورد، مخالف ترینِ انسانها با آمریکایند. دمکراسی یعنی این؟! این هم تناقض دیگری است که آن ها در آن گیر کرده اند و راهی برای خلاص ندارند. «بیانات در دیدار بسیجیان استان همدان؛ ۱۳۸۳/۰۴/۱۶»

سال ۱۳۸۶؛ شکست آمریکا در سرکوب انقلاب
سرکوب انقلاب و شکست انقلاب- که یک پروژه ی استکباری بود- در این منطقه شکست خورده است و بعکس، مهاجمین به انقلاب، حتّی در حجم دولت حجیم و قدرت مندی مثل امریکا، روز به روز به شکست و انهزام نزدیک تر می شوند. امروز ما نشانه ها و علائم واضح شکست را در سیاستهای امریکائی در منطقه مشاهده می کنیم. این ها برای ملت ما و برای جوانان ما و برای تحلیلگران ما سرفصل های مهمی است که باید روی آن واقعاً تدبر کنند. یعنی بحث عظیم مواجهه ی نیروهای مردمی متکی به معنویت با نیروهای مادی متکی به زور و تهدید، یک بحث بسیار مهم و جدیدی است که باید در مباحث علوم اجتماعی و روان شناسی ملتها و روان شناسی اجتماعی مورد توجه قرار بگیرد؛ این کاملًا مغفولٌ عنه است. ملتی مثل ملت ما که نه بمب اتم دارد، نه از لحاظ علمی به او فرصت داده شده در طول صد سال که همپای پیشروان قافله ی علمی حرکت کند و مواقع زیادی عقب مانده، هم از لحاظ ثروتها به پای آن کشورهای ثروتمند نمی رسد، اما در عین حال این کشور و این ملت توانسته است توطئه های مجموعه ی کشورهای قدرت مندِ برخوردار از سلاح و تکنولوژی و ثروت مادی و رسانه ای را در مهم ترین میدانها به عقب نشینی وادار کند و شکست بدهد. این علتش چیست؟ این در خور تأمل و تدقیق است. این را باید دانشمندان علوم سیاسی و علوم اجتماعی تحلیل کنند؛ ببینند نقش این معنویتها چگونه خود را نشان می دهد، که امروز در ایران نشان داده. لذا نگاه به این صحنه، نگاه عبرت آموز و درس آموزی است. صحنه، صحنه ی شکست قدرت استکباری امریکاست. نمی خواهیم ادعای واهی بکنیم؛ نه، این ها چیزهای واضحی است و خودشان هم می گویند. آمریکائی ها قضیه ی ۲۰ شهریور، یعنی همان ۱۱ سپتامبرِ چهار پنج سال قبل را بهانه ای قرار دادند برای اینکه مطامع خودشان را در خاورمیانه پیش ببرند. هدف اصلی آن ها هم این بود که بتوانند خاورمیانه ای درست کنند بر محور منافع اسرائیل؛ به تعبیری که آن روز ما می کردیم، خاورمیانه ای با پایتختی اسرائیل؛ این طور چیزی مورد نظرشان بود. اشغال عراق و حمله ی به عراق، جزئی از نقشه های این پروژه بود. عراق یکی از ثروتمندترین کشورهای این منطقه و کشورهای عربی است؛ کشوری که امروز متأسفانه مردمش این طور در فقر و حالت دردآوری زندگی می کنند. آمریکائی ها می خواستند این کشور را در مشت بگیرند- صدام کافی نبود، غیر قابل محاسبه بود- دولتی را در آنجا سر کار بیاورند که هم ظاهر مردمی داشته باشد، هم توی مشت آن ها باشد. این یکی از قدمهای مهم ایجاد خاورمیانه ی جدید بود که باید بر محور منافع اسرائیل به وجود بیاید. آن وقت چنین خاورمیانه ای می تواند ایران اسلامی را در محاصره قرار بدهد؛ هدفشان این بود. شما حالا جزء جزء این نقشه را مورد ملاحظه قرار بدهید. در فلسطین این نقشه شکست خورد. فلسطین که یک نقطه ی اصلی و محوری بود، این نقشه در آنجا شکست خورد. چرا؟ به خاطر اینکه در فلسطین گروه حماس که بزرگترین و اصلی ترین هسته ی مقاومت در مقابل اسرائیل است، با آراء مردم دولت تشکیل داد و سر کار آمد. تودهنی به امریکا و اسرائیل از این بالاتر؟ از آن روزی هم که این دولت به وجود آمده است، مرتب دارند کارشکنی می کنند که از میدان خارجش کنند؛ اما تا امروز نتوانسته اند. متأسفانه از خود بعضی از فلسطینی ها هم کمک گرفتند برای به زانو در آوردن دولت مردمی فلسطین؛ اما تا امروز بحمد اللَّه نتوانسته اند، امیدواریم بعد از این هم نتوانند. این مربوط به فلسطین.

خود رژیم صهیونیستی هم- که هدف، تقویت این رژیم بود- ضربه خورد و آمریکائی ها هم تودهنی خوردند. چگونه تودهنی خوردند؟ تابستان سال گذشته، این نیروی نظامی پرهیاهوی پرمدعا- ارتش اسرائیل که ادعا می شد قوی ترین ارتش این منطقه است- با سازوبرگِ مفصل وارد جنگ با لبنان شد؛ آن هم نه با یک کشور، نه با یک دولت؛ با یک نیروی منظم، با چند هزار نیروهای حزب اللَّه و مقاومت اسلامی. سی و سه روز این جنگ طول کشید، که در این منطقه سابقه ندارد. چندین جنگی که اسرائیل با اعراب داشته است، از چند روز- حد اکثر یکی دو هفته- تجاوز نکرده است. این جنگ، سی و سه روز طول کشید و با شکست کامل و مفتضحانه ی ارتش اسرائیل تمام شد. کی تصور می کرد؟ آمریکائی ها اصلًا فکرش را نمی کردند، اما اتفاق افتاد. این هم یک تودهنی. آن ها قصد داشتند در لبنان حزب اللَّه را خلع سلاح کنند؛ اما حزب اللَّه نه فقط خلع سلاح نشد، بلکه آن چنان قوی و مقتدر شد که توانست ارتش اسرائیل را که به صورت افسانه ای شکست ناپذیر می دانستند، شکست بدهد.

پس در مورد دولت فلسطین شکست خوردند، در مورد دولت جعلی صهیونیستی شکست خوردند، در مورد قطع کردن دست جوانان رشید لبنانی از کمک به فلسطین شکست خوردند، در مورد عراق هم شکست خوردند. عراق را آمدند اول با فتح نظامی اشغال کردند. این، قدم اول بود و بخش

آسان مسئله بود. امروز بیش از چهار سال از اشغال عراق به وسیله ی آمریکائی ها و همپیمانانشان می گذرد. همه در دنیا قضاوتشان این است که امریکا در عراق شکست خورده. همه ی تحلیلگران دنیا می دانند که امریکا امروز با سراسیمگی دنبال راهی می گردد که آبرومندانه از عراق خارج شود. همه می دانند که امریکا در عراق به بن بست رسیده. هدف آمریکائی ها این بود که یک دولت دست نشانده به وجود بیاورند. دولتی که مردم عراق روی کار آورده اند، دولتی است که با هدفهای امریکائی خیلی فاصله دارد؛ در مقابل آمریکائی ها می ایستد؛ دست نشانده ی آن ها و تسلیم آن ها نیست. آمریکائی ها خیلی به این در و آن در زدند، بلکه بتوانند دولت مردمی را ساقط کنند و دولت خودشان را سر کار بیاورند، اما نتوانستند؛ تا امروز هم نتوانسته اند. اگر ملت عراق إن شاء اللَّه هوشیاری شان را حفظ کنند، بعد از این هم نخواهند توانست. «بیانات در خطبه های نماز جمعه ی تهران ؛ ۱۳۸۶/۰۶/۲۳»

سال ۱۳۸۶؛ شکست قدرت آمریکا
قدرت نمائی قدرتمندان دیری نمی پاید. امریکا شکست خورد. در این حرکتی که از چند سال پیش در این منطقه راه انداختند، که هدفش خاورمیانه بود و به نظر ما هدف نهائی و غائی اش جمهوری اسلامی بود، نه خاورمیانه را توانستند به دست بیاورند، نه جمهوری اسلامی را توانستند تضعیف کنند؛ عراق هم که وضعشان این طوری است. آمریکائی ها دچار مشکلند. حالا فرافکنی و طلبکار شدن رسانه ای که اهمیتی ندارد. حالا ایران یا کشور دیگری را متهم بکنند، که مایه ای ندارد. اما در خود این گزارشهایشان، ضعف و فروماندگی و پای در گلی کاملًا آشکار است. همین نمایندگان سیاسی و نظامی امریکا در عراق که رفتند به کنگره ی امریکا گزارش جنگ عراق را بدهند، چیزی که توانستند به عنوان دستاورد ذکر بکنند، این بود که گفتند عراق به بازار تسلیحاتی امریکا ملحق شد. خاک بر سرتان! یک کشور را گرفتند، این طور مردم را لگدمال کردند، این طور منافع ملت را از بین بردند، آن طور به ملت خودشان دروغ گفتند که ما به این نیت داریم می رویم، این کارها را می خواهیم بکنیم، حالا نتیجه این است که تسلیحات امریکا در عراق قابل فروش رفتن است! این، نشان دهنده ی نهایت ضعف و عقب ماندگی است؛ نشان دهنده ی این است که حقیقتاً ناکامند. «بیانات در خطبه های نماز جمعه ی تهران ؛ ۱۳۸۶/۰۶/۲۳»

سال ۱۳۸۷؛ ناتوانی آمریکا در مقابله با حرکت رو به رشد انقلاب اسلامی ایران
سیاستهای استکبار، سیاستهای آمریکا، سیاستهای شبکه ی صهیونیستی عالم که آماج اولش برای دشمنی، به دلائل روشن، جمهوری اسلامی است، نمی توانند جمهوری اسلامی را از پا در بیاورند. نه فقط نمی توانند از پا در بیاورند، نمی توانند کند کنند. ما می توانیم با سرعت حرکت خودمان را پیش ببریم. البته منتظر توطئه ی دشمن هستیم. این توطئه ها ادامه پیدا خواهد کرد، تا یک مقطعی؛ آن مقطع عبارت است از اقتدار همه جانبه ی کشور که این، کارِ شما دانشجوها، کارِ شما نسل جوان است. آن وقتی که توانستید کشور را به اقتدار علمی و به اقتدار اقتصادی برسانید و آن وقتی که توانستید عزت علمی را برای کشور فراهم کنید، آن روز البته توطئه ها کم خواهد شد؛ مأیوس خواهند شد. تا وقتی به آن نقطه نرسیده ایم، منتظر توطئه ها باید بود و آماده ی مقابله ی با این توطئه ها باید بود. و إن شاء اللَّه هرروزی که بگذرد، شما قوی تر خواهید بود، دشمن شما ضعیف تر خواهد شد و آن روزی که پیروزی نهائی نصیب ملت بشود، إن شاء اللَّه روز دوری نخواهد بود. «دیدار اساتید و دانشجویان در دانشگاه علم و صنعت ؛ ۱۳۸۷/۰۹/۲۴»

منبع:hawzah.net

**اللهم عجل لولیک الفرج**

حمید فاطمی

حمید پیرزنده دل، متولد 13 اسفندماه 1379 در اردبیل. مشغول به تحصیل در مقطع دوره دوم متوسطه در اردبیل . علاقه مند به کار در زمینه مهدویت ، جنگ نرم و دشمن شناسی که خوشبختانه بنیاد مهدویت و هویت این زمینه فراهم کرده. **اللهم عجل لولیک الفرج**

*

*

Top